تبليغاتX
گیسو تر از باران

  • روزهای گرفته ی آبان بی تو امسال سردتر شده اند

      ..........................

  • سلام

 

  • سپید

 

زندگي دارد شبيه مي شود به سيگاري

كه تا مي آيد كامهايش بگيردت تمام شده

به خيابان يك طرفه ي امام

و ساختمان چهار طبقه اي كه وا مي داردت به سقوط

از ما چه باقي خواهد ماند

جز پيراهن هاي اتو كشيده ي مان در جا رختي پير

و عكس هاي دو نفره اي

كه هميشه يك نفر را كم داشت

به خيابان نگاه كن

و رد پاهايي كه براي گذشتن آمده اند

به كفش هايي كه تا اعماق زمين نفوذ كرده اند

داغ كرده ام 

 مي خواهم

عرياني ام را فرو بريزم

در خنكاي حوض بزرگ ميدان

و پر شوم از نفرين پير زنان ياوه گو

كه بس است دختر

من ديوانه ام

چيزي به نام حُجب كم دارم

و زندگي ام

پر است از مرداني كه در تعفن عرقم مست مي كنند

خواب مي شوند



بايد آينه را بردارم

خودم را برسم

تا زيبايي

برايت جاي لبي بگذارم روي فنجان چاي

بعد راه بيافتم

دنبال سنگ كوچكي

براي اسم گم شده ام.

 

  • این هم به اسم کاشان

پایان زخمی هنوز

 

در حاشیه زخمی هنوز (باغ فین)

 

 کوچه باغ های همسفر با پاییز ( خانه ی عامری ها)

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط سمیرا قطب |

من مرده ام و دیگر مهم نیست...

سمیرا (فاطمه) قطب / 1365 خورشیدی/ ایران

Home
Email
Night Skin