تبليغاتX
گیسو تر از باران - زمستان

بي همگان به سر شود

بي تو به سر نمي شود

 

سلام

 امشب چقدر دنيا را پر از جاهاي خالي مي بينم، هوا سرد است و كم پيش مي آيد كه زمستان از تنم بيرون برود، هوا سرد است و پوستين ها به هيچ دردي نمي خورد. چقدر صداي گريه از درو ديوار بالا مي رود و من مدام به خودم مي گويم درست مي شود.

 

 

اين هم آخرين غزلي كه گفتم بعد از اين همه زمستان

 

يك روز وحشي بودم و لا قيد فرجامم

حالا ولي در گوشه ي اسطبل ها رامم

وقتي گذشته روزگار سركشي كردن

بگذار تا در كنج تنهايي بيارامم

ترس و تشنج، خواب بد، آوار، رسوايي

مجموعه اي از دردهاي نا به هنگامم

از روز اول زندگي از من بدش آمد

انداخت نفرين سياهي بر سر نامم

جز مرگ كامم را كسي شيرين نخواهد كرد

پس روز مرگ من نبايد گفت ناكامم

مي خواستم پايان دهم بر اين شب قطبي

افسوس خورشيدي نيامد بر لب بامم

من طعم شيرين تو را مي خواستم اما

دنيا فقط زهر هلاهل ريخت در جامم

 


 

حالا كه دنيا را تب غزه گرفته و با هيچ پا شويه اي خوب نمي شود بگذار ما هم...

 

 

 

جهان يك زير سيگاري بزرگ است

تعجبي ندارد اگر گاهي نقطه اي دود مي كند

يا ناگهان تلي از خاكستر

بر سرمان مي ريزد

تعجبي ندارد

اگر گر مي گيري

به خودت مي پيچي

و هر چه سنگ مي زني

از اين ديوارهاي شيشه اي آن طرف تر نمي رود

چه فرقي مي كند

دنيا را ببيني

يا دنيا تورا

كه داري دست و پا مي زني

زير سيگاري كه آتشش خاموش نمي شود

بهتر است

از اشكال هندسي مثلث را حذف كنيم

با ادمه ي اين پرچم

لباس سبزي بدوزيم براي غزه

تا زخم هاش به چشم دنيا نيايد

مبادا كسي

خوابش را گم كند

و بچه هاي كوچك

ياد بگيرند

بازي هاي خطرناك را

اين يكي عكس را از وبلاگ مححمد محجوبي كش رفتم، گفتم كه يادي كرده باشم

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت توسط سمیرا قطب |

من مرده ام و دیگر مهم نیست...

سمیرا (فاطمه) قطب / 1365 خورشیدی/ ایران

Home
Email
Night Skin