تبليغاتX
گیسو تر از باران - آشفتگی

۱.سلام

اینبار با یه عالمه حرف بی ربط به هم به روزم تقصیر من چیه که زندگی آشفته است

 

منوچهر احترامي رفت، حسني هنوز داشت موهاشو كوتاه مي كرد، ناخوناشو مي گرفت، هنوز تو حموم بود. منتظرش نشد. رفت


4 تا زن ايراني هم قاطي كره اي ها رفتن فوتبال ديدن. چه سعادتي


خوب شد علوم سياسي نمي خونم و گر نه حتمن با اين سوالات ارشد تا آخر عمرم پشت كنكور مي موندم :

(حاميان اصلي به قدرت رسيدن دكتر احمدي نژاد در ميان كدام يك از گروه هاي سياسي قرار دارند؟

1) ائتلاف آبادگران   2)جامعه روحانيت مبارز

 3) جامعه اسلامي مهندسين 4) گروه كارگزاران سازندگي)


هي...

نگران چه هستي؟

زمستان دارد تمام مي شود

همين روزها به جاي برف

سر همه مان را مي كنند زير آب


عسل مريضه، بچه كه بودم مامان منو نمي برد بيمارستان، ميگفت بچه رو كه بيمارستان نمي برن . ولي الان عسل بيمارستانه، مگه اون بچه نيست؟


همين روزا مياي، بايد مداد رنگياي ياسي رو بردارم يه كم زندگي رو صورتم بكشم. دلم بدجور گرفته، هر بار ميگم ايندفه چقدر نبودنت طولاني شد. ولي اينبار واقعن طولاني شده. لعنت به اين جاده ها كه از روده ي سگ هم درازترن


دارم زندگي رو گم مي كنم. دارم گمش مي كنم. يه وقتايي ميگم خدا رو شكر نيستي ببيني


آخرين رفيق نيمه راهم آب پاكي رو ريخت رو دستم. به قول مجيد صالحي:

طبلي كه تو خالي باشه /تا بزني صدا داره

يادت باشه رفاقتم/تاريخ انقضا...

خوشحالم كه تنها نيست. همين مهمه


منم خوب ميشم. خوب ميشم، قول مي دم


۲. یه شعر واسه ی حواس تو که هنوز به منه

 

بنگ

شليك شده ام

به بنگي روزهايي كه دود شد

به خواب آغوشت

كه فصلي مست و آشوب است

به عكس هاي دو نفره

دردهاي دو نفره

به دو تا پرنده ي گيج كه پيراهنم را گم كرده اند

و دستم كه خو گرفته به لامسه تنت

 

بيرونم نكش

مي خواهم خواب ببينم

اين گلوله ي آخر را حرام نمي كنم

مستي را حرام نمي كنم

به سيم آخرمي زنم

بنگ

تا دكمه هايت را گم كني

نبندي

پنجره اي را

كه به خورشيد و منظره باز مي شود

من افق هاي دور را نمي خواهم

روياهايم را همين اتاق با مهتابي رنگ پريده اش سير مي كند

بيرونم نكش

بيرون هيچ كس نيست

هيچ قهوه اي

روي هيچ ميزي

در هيچ كافه اي

در انتظارمان سرد نمي شود

و مردم

با دنيا سرگرم شده اند

 

بگذار تا خواب براي تسخيرمان تقلايي نكند

مهتابي را خاموش كن

من مسيرهاي مست را دوست دارم

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت توسط سمیرا قطب |

من مرده ام و دیگر مهم نیست...

سمیرا (فاطمه) قطب / 1365 خورشیدی/ ایران

Home
Email
Night Skin